looked into yourself

آیا تا به حال به درون خود نظر کرده ای!؟

می‌دانی آنجا چه می‌گذرد؟؟

آیا در وجود شما هم مثل من غوغایی از فهم‌های مبهم پابرجاست؟!

اگر در دنیا به دنبال جوابی برای آن می‌گردید بهتر است بگویم که هیچ دستگیرتان نمی‌شود… وقتتان را سپری نکنید.

دنیا نه حرفی برای گفتن دارد و نه گوشی برای شنیدن.

اگر خلاف این قاعده بود!

این حال همه در تخصص های مورد علاقه شان قلم روزگار را به دست می‌گرفتند.

عصای احترام، با نهایت شادی قدم می‌گذاشت به میان ناعدالتی‌ها.

همه ی زباله‌ها بااحترام در سطل جایی می‌گرفتند.

looked into yourself

هیچ رفتگری در سحرگاه با سرما و لرزشی درد آور دست و پنجه نرم نمی‌کرد.

ترافیک در هیچ کجای جهان نقش نداشت و از آن پس تصادف حکمش صادر شد.

کارتون خواب ها از آن که پناه خود را به حیوانات مظلوم می‌دادند غم وجودشان را فرا گرفته بود.

گرسنگی‌های سرسام آور شب‌گردی هارا با خود همراه نداشت، چون دیگر گرسنه ای وجود نداشت.

هیچ نشانی از اعتیاد در خانواده های حاشیه ی شهر بارز نبود.

و اینجا بود که می‌توانستم با خیال آسوده به موجودیت‌هایی از عشق، شب بخیر بگویم و سر به بالین آرزوهای والاترم بگذارم…

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *