زندگی

I became more interested in myself!

به خود علاقه‌مند تر شدم!

در حضور تو به خود علاقه مندتر شدم. هر آن که به شنیدن دردهایم گوش می سپاری … تاریخچه ی دل حافظه ی خود را به فراموشی می سپارد تا این لحظه را با تمام کیفیت ممکن در قلب به یادگار، ماندگار سازم. امان از دلتنگی های تو… زمان و مکان جایگاهی در افکارم نداشت. …

به خود علاقه‌مند تر شدم! ادامه »

looked into yourself

آیا تا به حال به درون خود نظر کرده ای!؟

می‌دانی آنجا چه می‌گذرد؟؟ آیا در وجود شما هم مثل من غوغایی از فهم‌های مبهم پابرجاست؟! اگر در دنیا به دنبال جوابی برای آن می‌گردید بهتر است بگویم که هیچ دستگیرتان نمی‌شود… وقتتان را سپری نکنید. دنیا نه حرفی برای گفتن دارد و نه گوشی برای شنیدن. اگر خلاف این قاعده بود! این حال همه …

آیا تا به حال به درون خود نظر کرده ای!؟ ادامه »

و جنان جانانه می‌خندید

بچه که بودم، همیشه می‌خندیدم… عمیقا می خندیدم… از تهه دل… همه چی قشنگ بنظر می آمد… ذوق ها داشتم از وجودم در دنیا… همیشه حس می‌کردم همه مرا معجزه می‌دانند، وقتی لبخند می‌زنم و با روی باز از آنها استقبال می‌کنم. از بس جانانه می خندیدم. گاهی صدای خنده هایم تو قلبم منعکس می …

و جنان جانانه می‌خندید ادامه »

jenan

جنان

جنان هستم.. مدتهاست همه مرا میشناسند… تورا نمیدانم… از نوجوانی ام که در مدرسه کرامت تحصیل میکردم تا این حال که در رشته ای تخصص یافته ام که هیچگاه به خیال نمیدیدم که سمت و سوی او پیش گیرم تا خویش را بسازم… اگر با من معاشرت میکردی با دردسر ساز ترین آدم روی کره …

جنان ادامه »

eshq

برای تویی که نیامده‌ای!

این حال که به تو می‌اندیشم دلم می‌خواهد تورا در نفس بکشم و عمیقا در آغوش بگیرم قلبی را که در من ریشه کرد، بزرگ شد و جهان را با چشمان من دید. اگر بخواهم اندکی به حرف‌هایم گوش بسپاری خواسته‌ی بزرگی است؟ من تورا بیشتر از آنچه که می‌توان تصور کرد لمس می‌کنم. گاهی …

برای تویی که نیامده‌ای! ادامه »

writer jenan

حقیقتی از جنان

تو حقیقتی هستی در میان ابرهای پر از ابهام… می‌خواهم تورا بیشتر بشناسم… حتی بیشتر از خودت… تا بتوانم آغوش مهرم را بهتر بگشایم… در بیابان خلوتت طوفان نشوم… دریای مهرت را ساحل نباشم… سر به بالین آرزوهای نابت بگذارم و قدم‌های سخت را با تو شریک شوم… این سجاده را به خلوص نیتت گشوده‌ام …

حقیقتی از جنان ادامه »